가사
بند دوم (Ikinji bent):
راههای صحرای ترکمن دور و دراز است،
اما در برادری هیچ دامی نیست.
صداقت، باغِ آبروی توست،
و تو کوه استوارِ آن باغ هستی.
در هر قدم صفا و در هر سخن مِهر است،
ایمانِ تو، بزرگترین شهرِ توست.
ترجیعبند (Nakarat):
بهروز ساقگر، همراه و همدمِ دلهاست،
نورانی چون سحر و شفای قلبهاست.
خدا در کارش و شکر بر زبانش،
صدایش در دیارِ آققالا میپیچد.
خندهاش درمانی برای هر غم و اندوه است،
نامش در سحرگاهان، وردِ دعا و سلام است.
بند دوم (Ikinji bent - Gaýtalanma):
از دستِ مردان، پسری چون شیر پدید میآید،
که بر گامهای استوارِ پدر قدم میگذارد.
طوفانها او را نمیترساند و راهش روشن است،
در سایهی تو، دلها آسوده و حیرانند.
درِ خانهاش بر روی مهمان باز است،
نان و نمکِ او، درمانِ ایمانِ ماست.
پل / بخش رابط (Bridge):
مانند بارانی که بر زمین خشک میبارد،
نگاهِ برادرم سرشار از مِهر است.
در راهِ آرام و خاموشِ آققالا،
چون نور، به چپ و راست شعاع میپاشی.
پایانی (Final):
با شکرگزاری برای هر دَم و هر روز،
بر دنیای انسانیت پرتو میافشانی.
بهروز ساقگر، قلبِ صحراست،
تو ستونِ استوار و محافظِ این دیاری.