بند دوم (Ikinji bent): راههای صحرای ترکمن دور و دراز است، اما در برادری هیچ دامی نیست. صداقت، باغِ آبروی توست، و تو کوه استوارِ آن باغ هستی. در هر قدم صفا و در هر سخن مِهر است، ایمانِ تو، بزرگترین شهرِ توست. ترجیعبند (Nakarat): بهروز ساقگر، همراه و همدمِ دلهاست، نورانی چون سحر و شفای قلبهاست. خدا در کارش و شکر بر زبانش، صدایش در دیارِ آققالا میپیچد. خندهاش درمانی برای هر غم و اندوه است، نامش در سحرگاهان، وردِ دعا و سلام است. بند دوم (Ikinji bent - Gaýtalanma): از دستِ مردان، پسری چون شیر پدید میآید، که بر گامهای استوارِ پدر قدم میگذارد. طوفانها او را نمیترساند و راهش روشن است، در سایهی تو، دلها آسوده و حیرانند. درِ خانهاش بر روی مهمان باز است، نان و نمکِ او، درمانِ ایمانِ ماست. پل / بخش رابط (Bridge): مانند بارانی که بر زمین خشک میبارد، نگاهِ برادرم سرشار از مِهر است. در راهِ آرام و خاموشِ آققالا، چون نور، به چپ و راست شعاع میپاشی. پایانی (Final): با شکرگزاری برای هر دَم و هر روز، بر دنیای انسانیت پرتو میافشانی. بهروز ساقگر، قلبِ صحراست، تو ستونِ استوار و محافظِ این دیاری.