Letra da música
[Verse]
علی وطن رفته کوه عسل
آب تموم کرده تشنه برگشته
چهل کیلو عسل آورده با خود
اینقدر خستست دیگه ندیده جاده
[Verse 2]
هر روز عسل میخوره شاد و خندان
به همه میگه این زندگیش شیره
قیمت قشنگ و ارزون برای مردم
عسلش داره تو شهر پخش میشه
[Chorus]
علی و کوه عسل قصهای بیپایان
پر از طعم شیرین لحظههای خندان
از جادههای دور تا بازارهای شهر
عسل میفروشه بستهبندیهای قشنگ
[Verse 3]
یک بار دیگه بلند میشه میگه
به کوه عسل برم بار دیگه
بیشتر عسل بگیرم برای شاد بودن
علی و عسل همیشه همراه و غمانگیز
[Bridge]
کودکان میخندن با دستهای شیرین
مادرها دعا میکنن برای مرد مهربان
علی در کوچهها میگرده با دل شاد
زندگیش میدرخشه با عسلهای ناب
[Chorus]
علی و کوه عسل قصهای بیپایان
پر از طعم شیرین لحظههای خندان
از جادههای دور تا بازارهای شهر
عسل میفروشه بستهبندیهای قشنگ