가사
[مقدمه]
تن تو خورده به تنش
آتیش گرفته بدنم
[قسمت اول]
دیگه نیستم مثل قبلنا
شکستم خورد شدم رسما
تو بغل اون چه خبرا
بگو بدونم تهش کجا
[همخوان]
دیگه نمیتونم
نمیتونم
دوست داشته باشمت
دیگه نمیتونم
[قسمت دوم]
چشمات دیگه نمیخنده
دل من بدجوری رنجید
این رابطه دیگه نمی ارزه
تو رفتی و دلم ترکید
[همخوان]
دیگه نمیتونم
نمیتونم
دوست داشته باشمت
دیگه نمیتونم
[پایان]
تن تو خورده به تنش
آتیش گرفته بدنم