Letra da música
دلبرم، جان دلم، با نُکِ پَهنای قلم
می نِویسم نام تو بر در و دیوار دلم
نام تو و فریاد تو، چَشم دلم را باز کرد
وای از آن دوری مرا، آن لحظه که آغاز کرد
گویند به روی خوبرویان، راهیست هِزار از پس دوران
هَیهات مرا از این همه رنج، کَز راهی نیست به سوی آن گنج
گَر پُرسَند حالِ دلِ من، گویم که شده این دلم پر غم
ناگَه سخنی آمد از آن جمع، گفتند شده یارِ تو را غم
دستم بِرَفت به سوی قلبم، گفتم دلم شده پر از زار
ای یارِ پُر، مِهر و خَط و خال، صبرم به تنگ آمده نازار
به پایان می رسد این سخن اما، هر لحظه تَب و تاب تو دارم
مجنون مُحَدِثِه اَم، همین کافیست، می بوسم آن صورتِ یارم