داستان رو شروع میکنم با بچهای که کفِ خیابوناسْ کارتنْ خوابه، ولی بازم، بَراش همون کارتن، تختِ خوابه، داداش گم شده بود تو یِ جماعتِ وحشی، وقتی کارتُنِش شد دود، تو بَغَلْ دستِ افعی روزگاری که اون رو از گشنگی به سمت توی آشغالْ کِشید. معتاد شد به اِعتیاد، شیشه خورده میکِشید، ولی پولِش توو جیبِ شما، پارو میکِشید اینا رو وِلِشْ، چطور زنِ بیْکَسْ از چشمِ هَوَسِ شما، دست به زانو کِشید دعا میکرد پیشِ خدا، میگفت، خدایا شوهرم، اون بالاست، ولی چارهای نیست جُزْ فروشِ تَن این مردم از همه سود میخوان و در جوابِ کمک، میگَن، پس سودِ من کوْ؟ (Chorus) این چه مرزیه، بینِ آدم و زن، چرا برتری، توْ وجودِ مرد، زیاده پیشِ زن؟ دست به دعا نشستم رو به خدا، شاید تموم بشه جهنم، توْ این دنیا این چه مرزیه، بینِ آدم و زن وقتی مرگ نمیشْناسه جِنسیت میخونم واسه دردِ جامِعَم، آخه دارم یِکَمْ مَنَمْ حِیْثیَت (Verse 2) تموم نشده ، حالا بِزار بگم از مردی که میخواد بیاد خونه ، سرْ بالا، اونقَدر فِشارِ کار و بی پولی، زیاده که بچه هاشْ میگَن، این که شَبیهِ باباسْ این از دردِ آدما، حِیْوونا هم که نَقشی ندارن جُزْ مُردَنْ برای خوردنِ ماها، اِی کاش یِکَمْ اِحترام میگْذاشتیم وقتی همه، دستِ اونْ بالایی، یعنی کَدْ خُداسْتْ اون که داره، گشنهی یک لحظهی خوبِ بدونِ عُقْدَسْ، اون که نداره، تمامِ لحظهْ هاش پُر از دَرده ولی تشنهی یک لحظهی بدونِ روحِ مُرْدَسْ بِزار به یکْ زَبونِ دیگه بگم، اگه میخوای حِسِشْ کُنْ به زَبونِ غرب I got sick worried about my whole world, you praise to Allah, what you call him my lord, stab in the back, that's what you get as a reward I trusted my people, but they tusted me in the cold. Try to tell you something, the satan ambushes wherever he rules, different symbols around the globe which stays on one goal, destroying unity among the grown, simple and easy he holds the crown. ( Chorus) این چه مرزیه، بینِ آدم و زن، چرا برتری، توْ وجودِ مرد، زیاده پیشِ زن؟ دست به دعا نشستم رو به خدا، شاید تموم بشه جهنم، توْ این دنیا این چه مرزیه، بینِ آدم و زن وقتی مرگ نمیشْناسه جِنسیت میخونم واسه دردِ جامِعَم، آخه دارم یِکَمْ مَنَمْ حِیْثیَت