[Verse 1] تنها در میان طوفان با دلی سرشار از مهر نوری بودی در سیاهی مثل ماهِ اوجِ سپهر
نورینسا، نامِ تو روشنگرِ راهِ همه چهار فرزند، چهار امید دوری از هر واهمه
تنها جنگیدی و ساختی قصهای از صبرِ بلند هر شکستت شد نردبان تا برسی تا دلِ خردمند
[Chorus] قصهی نورینسا قصهی قلبی که نترسید هر قدمش لرزید، اما از سرِ ایمانش نپرسید
قصهی نورینسا چشم که میبندم تویی در دلِ هر لبخندِ ما اول و آخر، آن تویی
[Verse 2] دستهات زخمی، اما خندهات آرامِ جهان رو به فردایی که ندیدی پل زدی از رنجِ زمان
در نگاهت کوهِ صبر در صدایت لالایی هر دعا از لب تو میرسید تا دلِ ما از تنهایی
[Chorus] قصهی نورینسا قصهی قلبی که نترسید هر قدمش لرزید، اما از سرِ ایمانش نپرسید
قصهی نورینسا چشم که میبندم تویی در دلِ هر لبخندِ ما اول و آخر، آن تویی
Stijl van muziek
Warm Persian pop ballad, male vocals; gentle piano and sparse strings in the verse, drums and bass bloom softly in the chorus. Melodies stay close and intimate, then lift on the hook with lush harmonies. Subtle acoustic guitar doubles the rhythm; final chorus adds higher backing vocals and a held note on the title word.