歌詞
وطن، ای خاکِ پاکِ آسمانی
ای گهوارهی تاریخ و جوانی
در رگهایم تو جاری چون ایمان
به نامت میتپد قلبِ افغانی
جاوید فضلی گوید از دل به جان
که بیتو نیست معنا در جهان
قسم بر خاکِ سرخِ کوهسارت
تو باشی، من بمانم تا زمان
وطن، عشقِ تو افتخارم
به تو زندهست شب و روزگارم
اگر دنیا شود یکسر غریبه
به نامت بستهام دل، استوارم
ز کوه و دشت تو غیرت دمیده
به هر سنگت شرافت آرمیده
جاوید فضلی با غرورِ وطن
سرودِ عشق را از تو شنیده
نه طوفان، نه غمِ سالهای دور
کند از راهِ عشقت دل نفور
به عهدِ خاک سوگند، ای وطن
وفادارم، نه امروز، تا ظهور
وطن، عشقِ تو افتخارم
تو هستی عزتِ این روزگارم
اگر جان هم رود در راه نامت
بگویم: جاویدم، دوستدارم