歌詞
(شروع با صدای استارت یک موتور قدرتمند و غرش اگزوز که با شروع بیت ترکیب میشود)
[Verse 1]
(یو)
شب، آسفالت خیس، نور میخوره به کروم
شهر حبسه تو سکوت، تا من میکنم هجوم
پدال زیر پام، یه ارتش اسب بخار
آمادهام واسه شکار، تو این مسیر بیقرار
صدای موتورم، نبض خیابونای شهره
هر کی صدامو میشنوه، میگه این آخرِ زهره
رینگها میچرخن، انگار الماس رو زمین
این یه ماشین نیست، یه هیولای آهنین
از پیچها رد میشم، سایهم میمونه رو دیوار
این قدرته، این اعتباره، اینه فرقِ کار
[Chorus]
رضائی! غرشِ موتور
رضائی! لرزشِ هر کورس
رضائی! سرعت تا ته خط
ما یعنی قدرت، نقطه. سر خط!
[Verse 2]
آینه رو نگاه کن، رقبا فقط یه نقطهان
تو دودِ اگزوز من، پیِ یه فرصتان
از قلب شاهرود، تا هر جای این خاک
یه اسم میدرخشه، یه برندِ بیباک
اینجا لوکس بودن فقط یه آپشن ساده نیست
این استایلِ ماست، هیچ جایی آماده نیست
وقتی میرسیم، نگاهها میچرخه سمت ما
بازی دست ماست، از اول تا انتها
میگن بهترینا کجان؟ آدرس ما رو میدن
چون میدونن این جادهها به اسم ما سند میخورن
[Chorus]
رضائی! غرشِ موتور
رضائی! لرزشِ هر کورس
رضائی! سرعت تا ته خط
ما یعنی قدرت، نقطه. سر خط!
[Bridge]
این فقط یه بیزینس نیست، یه امپراطوريه
یه افسانه که از دلِ جاده میاد بیرون
ما تاریخ میسازیم با هر حرکت، هر شتاب
بقیه فقط میخونن ما رو از توی کتاب
اسم ما رو حک کردیم رو قلههای افتخار
«رضائی» یعنی پیشتاز، یعنی همیشه پای کار
(موسیقی کمی آرامتر و سپس با قدرت به اوج برمیگردد)
[Chorus]
(با انرژی و کوبندگی بیشتر)
رضائی! غرشِ موتور
رضائی! لرزشِ هر کورس
رضائی! سرعت تا ته خط
ما یعنی قدرت، نقطه. سر خط!
[Outro]
(صدا کمکم محو میشود و فقط صدای گوینده با طنین باقی میماند)
رضائی.
قدرت.
اعتبار.
یک اسم. یک برند. پایان انتظار.
گروه خودرویی رضائی.
حاکم بیچونوچرای جادهها.
تمام.
(پایان با صدای محو شونده غرش اگزوز)