[Verse] با طلوع خورشید چشماشو باز میکنه تا واسه زندگیش بجنگه توی این صحنه این شهروز باباخانیه خیلی زرنگه لقب آقای چوپهمیشه در دستشه [Verse 2] تو دل دشتی پر از گل و سبزه راه میره با لبخند توی هر لحظه مثل خورشید میدرخشه بیوقفه زندگی رو خودش رنگ میزنه خوش [Chorus] آرزوهاشو دنبال میکنه با شوق وقتی حتی سنگا هم میمونند توی راهش اما اون هیچ وقت تسلیم نمیشه ماشالله چون میدونه که دنیا همیشه میچرخه [Verse 3] هر جا که پا میذاره گل میدوهند آسمون پر از ستاره میشه شب توی دلش فقط عشق و امید با هر قدمش دنیا زیبا میشه [Bridge] آسمونا منتظر تولد خورشیدند تا زندگیشو دوباره روشن کنه با هر طلوع لبخندی دوباره میشینه چون میدونه فردا بهتر خواهد بود [Chorus] آرزوهاشو دنبال میکنه با شوق وقتی حتی سنگا هم میمونند توی راهش اما اون هیچ وقت تسلیم نمیشه ماشالله چون میدونه که دنیا همیشه میچرخه