رخه زیبای تو؛ ماهه شبه زندگی من شده دل بیچاره ام ؛ در به دره جرعه ای از چشم سیاهت شده به کجا می روی بی تو ی آواره ام تو اگر نباشی مرگ شود چاره ام؛ توی خواب نشستم تا مرا باز صدایم کنی من و از غصه ها باز جدایم کنی ؛ شب شبنامه ام قلب تو هست خانه ام با نگاه مستت کرده ای دیوانه ام