[verse1] اِی دستانه تو، شَفای این درد من. بیا و دستَت را بِکِش، بر این دله، سرد من. با تو بودن تا ابد، این است ،حرف من. یا مَستِ عشقت، کن، یا زَهر بریز، در ظرف من.
[chorus] بگذار تا نفس ، کِشَم، من در هوای تُو تا که بشنوم، صور نوای تُو من عاشقم چِنان، که جان دهم، به جان تُو عشقت، زنجیر کند مرا، مگر به امان تُو....
[verse2]
زیباییَت چِنان ، در ذهنم خُطور کند. من ندانم که چطور، این زمان عبور کند. در رَه عشق گر مانده ام، در آتَشَت، افتاده ام در هفت خان دلت ، من تنهابازمانده ام....
ااااااااای،
[chorus] بگذار تا نفس ، کِشَم، من در هوای تُو تا که بشنوم، صور نوای تُو من عاشقم چِنان، که جان دهم، به جان تُو عشقت، زنجیر کند مرا، مگر به امان تُو.
بگذار تا نفس ، کِشَم، من در هوای تُو تا که بشنوم، صور نوای تُو من عاشقم چِنان، که جان دهم، به جان تُو عشقت، زنجیر کند مرا، مگر به امان تُو.